شمارهٔ ۶۱۳

غزلیات

تو زما وصف آن جمال مپرس
لب او بین و از زلال مپرس

عقل گفتا به روی او چو نی
گفتمش روی بین و حال مپرس

گفته ای در سر که رفت سرت
چون شد این قصه پایمال مپرس

ای دل احوال ضعف خود ز طبیب
چون نباشد ترا مجال مپرس

با تو ای بی وفا که گفت بگوی
که همه عمر از کمال مپرس

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}