شمارهٔ ۶۲۵

غزلیات

به مطرب شبه چه خوش میگفت چنگش
خوشا می کز لب ساقیست رنگش

چو ساغر رفته بود از دست مطرب
به صد تصنیف آوردم به چنگش

چه بیم از محتسب بیمم ز شیشه است
که می ترسم برآید پا به سنگش

دهان تنگ و چشم تنگ دارد
بود زین جن خوبی نگ نگش

جدلها کرد دی واعظ به یک مست
نمی افتد خطا هرگز خدنگش

شب و روزت کمال این می به کف باد
که گه آئینه خوانی گاه زنگش

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}