شمارهٔ ۶۶۶

غزلیات

نارگی می جنبدم در تن چو چنگ
باشه آهنگم بمیهای چو زنگ

زاهدا رزق از ازل بنهاده اند
بر کف ما جام و در دست تو سنگ

نیست ما را در میان مال پدر
با منت جان برادر چیست جنگ

سلسبیل ما و حور اینک بنقد
ساقی گلبو شراب لاله رنگ

ساقیا می ده که شاهد رخ نمود
موسم گل شد چه فرمائی درنگ

چون دهان و زلف او بی عکس جام
هسته بر مستان جهان تاریک و تنگ

می به آواز پریشم خور کمال
مطربی گر آیدت روزی به چنگ

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}