شمارهٔ ۶۷۶

غزلیات

گر چشم شوخ نست به عاشق کشی مثل
در حلقها ز دور و تسلسل فند جدل

دل ز آنچه گفت در دهشت هسته جای نطق
لیکن چه حاصل است ز علم بلا عمل

با کام پر شکر مگسی انگبین ز دور
ما بر تو عاشقیم به حمدالله از ازل

عشاق را چو حسن بتان است قبله گاه
شرمنده شد چو آن سخنی بود بی حمل

چشم ز گریه رو به خرابی نهاده است
قند لب تو دید و فکند از دهان عسل

ما را بگفت و گوی تو آن زلف و رخ فکند
روی تو قبله دل ما شده ازین قبل

داند وفا و مهر نکو بار با کمال
آری فتد به خانه مردم زنم خلل

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}