شمارهٔ ۶۹۱

غزلیات

بیوی خویش گردان زنده بازم
همی کش ساعتی دیگر بنازم

به شمع امشب مگر دل همزبانست
که او می سوزد و من میگدازم

سر زلفت مرا عمر دراز ست
خداوندا بده عمر درازم

اگر کردم نظر بازی به رویت
به حمدالله که باری پاکبازم

به چشمم کی پر مرغی که تا باز
بیارد نامه از سوی تو بازم

کمال خسته گفتی چاکر ماست
بدین اقبال دایم سرفرازم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}