شمارهٔ ۷۰۴

غزلیات

ترا بر دیده من جاست گفتم
که این جوی و تو سروی راست گفتم

البت گفت از توأم جانست درخواست
مرا از نست این درخواست گفتم

دهانت با دلم گفتا کجایی
که پیدا نیستی، پیداست گفتم

ز من پرسید هرگز میکنی خواب
نکردم این گنه شبهاست گفتم

به تنهانی به سر چون می بری گفت
خیالت روز و شب با ماست گفتم

دلت کو گفت تا با من سپاری
اگر دل نیست جان برجاست گفتم

کمال این درد را گفتی چه درمان
نمی دانم خدا داناست گفتم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}