شمارهٔ ۹۸

غزلیات

امید من به لطف عمیم تو واثق است
برجرم ما چو رحمت عام تو سابق است

در راه عشق رو که صراطی است مستقیم
راهی که ره بدوست برد راه عاشق است

در راه عشق جان و جهان باختم از آن
کاول قدم براه تو ترک علایق است

روی زمین ز ظلمت ظلم ار چه شد چو شب
نور ولایت است که چون صبح صادق است

در ره رفیق یکدل و یکرو چو یافتی
آنست الرفیق که یار موافق است

ظلمت سرای کون ز روی تو نور یافت
یارب جمال دوست چه خورشید شارقست

از تابش رخت چو اسیری شود فنا
وه وه ببزم وصل تو آن دم چه لایق است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}