شمارهٔ ۷۶۳

غزلیات

گر بی تو یک دو دم من بیمار زیستم
از غمزه تو خسته و انگاره زیستم

از من چو نیم ناز دگر داشتی دریغ
چون صید نیم کشته به ناچار زیستم

تن گرچه روز هجر زدی باز شد هلاک
شرمنده ام ز بار که بسیار زیستم

رضوان به روضة خضر به آب حیات زیست
من با خیال آن لب و رخسار زیستم

کوثر ز سنگ تربت من گر چکد رواست
چون سالها به باد لب بار زیستم

هر بار کز کرشمه مرا غمزه تو کشت
از ذوق کشتن تو دگر بار زیستم

گفتی کشم ز جمله ترا بیشتر کمال
من بیشتر برای همین کار زیستم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}