شمارهٔ ۷۷۰

غزلیات

گر گذاری که با تو در نگویم
خاک پایت به چشم ها بخریم

تا ببوسیم آستان ترا
حلقه حلقه نشسته گرد دریم

گر غرامت ستانی از انصاف
سر و دیده نهاده در نظریم

گفته بک شیم ببر سوی خویش
ما از آن کوی جان چگونه بریم

اختری چون تو گر به ما گذرد
به بلندی از آسمان گذریم

کیشت از تیر شد تهی دل پر
پر دلی بین که جمله را سپریم

گرچه آتش زدی به جان کمال
در محبت هنوز نیزه تریم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}