شمارهٔ ۷۸۱

غزلیات

ما در حریم مجلس عشاق محرمیم
با درد پار صاحبه و با ناله همدمیم

تا نوبت غلامی آن در به ما رسید
هر جا که می رویم عزیز و مکرمیم

عاقل خبر نیافت که ما را طریقه چیست
دیوانه پی نبرد که ما در چه عالمیم

در دور غصه های تو کان مستدام باد
فارغ ز شادمانی و آسوده از غمیم

از خون چو غنچه گرچه دل مالبالست
پیش لب و دهان نو خندان و خرمیم

دردسر طبیب گرانست بر سری
ما را که خسته خاطر از آسیب مرهمیم

اگر حال درد ما نکنی باور از کمال
از غم سؤال کن که شب و روز با همیم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}