شمارهٔ ۸۵۹

غزلیات

سرو می ماند به قد یار من
ز خاک پای سرو از آن رو شد چمن

می کنند از لطف خود با تو حدیث
غنچه و سوسن زبان بین و دهن

گل ترا و او مرا یار عزیز
صحبت بوسن به از صد پیرهن

زلف تو دائم رسن تابی کند
تا کشد دلها از آن چاه ذقن

نقل جان افشان ز لب بر خوان عشق
باز شوری در نمکدانها نکن

تا نمی آیی تو پیش عاشقان
عاشقانرا جان نمی آید بتن

خواهشت دل بود بردی از کمال
جان من دیگر چه می خواهی ز من

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}