شمارهٔ ۱۱۰

غزلیات

درد تو دوای دل و هم مرهم جانست
دشنام تو بهتر ز دعای دگرانست

لطف است و وفا جور و جفایت بحقیقت
جنگ تو بعاشق همه از صلح نشانست

دیدم که رضایت همه در ناله و زاری است
این ناله و افغان دلم از پی آنست

یک شمه ز حسن تو هرآنکس که به بیند
دیوانه شد و در پی او خلق دوانست

در جلوه گری حسن رخت دیدم و گفتم
این حسن نه حسن است که در حدبیانست

پیدا و نهان آینه روی تو دیدیم
گر عالم جانست و گر ملک جهانست

برآتش عشق تو دل و جان اسیری
بریان و کبابست چه گویم که چه سانست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}