شمارهٔ ۸۹۹

غزلیات

چو در جان کرد و دل جا غمزه تو
میان مردمش خواننده جادو

به تیر تو شکاری را نظرهاست
که بیند از قا سوی تو آهو

به جنت بیشتر سوزند مردم
اگر باشد بحور این چشم ابرو

چو خاک پا فروشی بر کشیده
دو چشم تر بسازیمش ترازو

از لب شفتالوئی دو لطف کن لطف
اگر چه العنب گویند دو دو

مگر زلفت پشیمانست از ظلم
که دارد از ندامت سر به زانو

کمال آن ترک اگر آید به مهمان
سر و جان پیشکش بر رسم ترغو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}