شمارهٔ ۹۰۸

غزلیات

گفتا کئی تو‌، من بنده تو
بیجرم از چشم افکنده تو

گاهی ازین در گاهی از آن در
باری ز هر در جوینده تو

در جست و جویت ز آنم که باشد
جوینده تو با بنده تو

گر پای امکان پیش است ما را
باشد درین ره پوینده تو

گوی آن دهان را باشد که ما را
سازد به بوسی شرمنده تو

دل کز بر من گم شد تو داری
دانستم ای جان از خنده تو

گفتی کمالت بهر چه گویند
آن رو که باشم من بنده تو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}