شمارهٔ ۱۱۵

غزلیات

با خیال زلف تو در خلوت تارم خوشست
از صفای روی تو باروح انوارم خوشست

خلوت تاریک وصمت وجوع و بیداری شب
با همه در بزم وصلت گر بود بارم خوشست

بی گل رخسار تو پیوسته روز و شب زغم
همچو بلبل با فغان و ناله زارم خوشست

هرکسی را در جهان باشد بچیزی میل دل
جان ما را دایمابا درد دلدارم خوشست

دل فکارست و جگر خونست و دیده خون فشان
این همه در آرزوی روی آن یارم خوشست

با وجود تابش مهر جمال نوربخش
گر بقید ظلمت زلفش گرفتارم خوشست

چون اسیری کفر و ایمان عکس زلف و روی اوست
زان سبب با کعبه و با دیر و زنارم خوشست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}