شمارهٔ ۹۲۷

غزلیات

ای منت جانفشان دیرینه
داغ عشقت نشان دیرینه

بفراموشیت نیامده نیز
بادی از عاشقان دیرینه

بینو بودم هلاک خویش گمان
کردی گمان دیرینه

گو غمم خور جگر که نیست دریغ
میچ ازین میهمان دیرینه

پیر گشت و هنوز هست رقیب
آه ازین سخت جان دیرینه

تو گلی چون تو بایدم نه بهشت
چه کنم بوستان دیرینه

سگ کویت چو دید لاغرییم
بو نکرد استخوان دیرینه

بر ندارد کمال تا دمه حشر
سر ازین استان دیرینه

تا چو مجنون بساخت دفتر عشق
تازه شد داستان دیرینه

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}