شمارهٔ ۱۲۰

غزلیات

شفای این دل بیمار جز لقای تو نیست
طبیب جان خرابم کسی ورای تو نیست

کسیکه پرسش خسته دلان کند دایم
بدور حسن تو جانا بجز جفای تو نیست

غریب و بی کسم و در جهان مرا باری
بحق صحبت جانان که کس بجای تو نیست

کجا ز وصل تو نومید می تواند شد
کسی که مقصد جانش بجز وفای تو نیست

اسیری در غم دوری بسوخت ای دلبر
بیاکه مرهم دردش بجز لقای تو نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}