شمارهٔ ۹۷۱

غزلیات

ای دل این بیچارگی و مستمندی تا به کی
چون نداری روی درمان دردمندی تا به کی

بر دل پرخون من بگریست امشب چشم جام
شمع مجلس را بگو کاین هرزه‌خندی تا به کی

از هواداران ما و تو چو مستغنی است یار
ای رقیب این چاپلوسی و لوندی تا به کی

پیش قد بارهای سرو سهی شرمی بدار
در چمن با پای چوبین سربلندی تا به کی

با تو خود را کرد مانندی گل از باد هوا
گفت در رویش صبا کاین خودپسندی تا به کی

غمزه جادویت از ما چند پوشاند نظر
عالمی کردی مسخر چشم‌بندی تا به کی

گویی‌ام هردم که بیرون شو کمال از شهر ما
این سمرقندی گریه‌های خجندی تا به کی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}