شمارهٔ ۹۷۳

غزلیات

ای رخت آیت حسن و دهنت لطف خدای
به حدیثی بگشای آن لب و لطفی بنمای

خانه تست دل و دیده ز باران سرشک
اگر این خانه چکد آب در آن خانه در آی

شد ز نظارگیان خانه همسایه خراب
به من با تو که فرمود که بر بام برآی

زاهد شهر بخشکیست ز چوبی کمتر
که چو نعلین نمالیده بروی آن کف پای

گفته بودی که شبی باده خورم با تو بیا
همچو پیمان من و وعده خود دیر میای

روز باران سرشکم مرو از خانه به باغ
که رود پای تو چون سرو فرو در گل و لای

بوستانیست سرای از گل آن روی کمال
به سرای آمدی ای بلبل خوشگو به سرای

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}