شمارهٔ ۹۸۸

غزلیات

بده ساقی شراب ارغوانی
که بی می خوش نباشد زندگانی

چو ایام جوانی را عوض نیست
به شادی بگذرانش تاتوانی

جوانی کو نباشد مست و عاشق
چه لذت یابد از عمر و جوانی

سبک سانی به من رطل گران ده
که خود را وارهانم زاین گرانی

فریدون فری و سلطان عادل
عظیم الشان و سلطان زمانی

چو دور داور سلطان اویس است
چرا باشم دمی بی شادمانی

نهال عشرت ما بارور شد
ومنها بحبسی ثم الأمانی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}