شمارهٔ ۹۹۰

غزلیات

بر گل به پای سرو چو رفتار می‌کنی
از لطف پای نازکت افگار می‌کنی

گر حال دل ز غمزه بپرسی چه گویمت
خوش می‌کنی که پرسش بیمار می‌کنی

پندی بده به زلف که خون‌های بیدلان
چندین چرا به گردن خود بار می‌کنی

با غمزه هم بگوی که در پیش مردمی
خواهم زدن که شوخی بسیار می‌کنی

گفتی جمال خویش نمایم به عاشقان
این خود کرامتی است که اظهار می‌کنی

ای طوطی این حدیث شکربار از آن تست
یا گفته منست که تکرار می‌کنی

سعدی اگر چو طوطی گویا بود کمال
طوطی خموش به چو تو گفتار می‌کنی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}