شمارهٔ ۱۰۲۷

غزلیات

دل من به داغ جفا سوختی
مرا مانده دل را چرا سوختی

کرا سوخت عشقت که آنم نسوخت
مرا سوختی هر کرا سوختی

بسی سوخت در وعده سوختن
مرا انتظار تو تا سوختی

فتادی چو آتش به مأوای دل
در آن خانه آیا چها سوختی

دل و جان بهم در تو پیوسته اند
چرا هر یکی را جدا سوختی

کمال از دل رفت بونی نیافت
خدا داند او را کجا سوختی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}