شمارهٔ ۱۰۳۳

غزلیات

سال‌ها گر بنویسم صفت مشتاقی
ماند از شوق تو صد ساله حکایت باقی

غایت ابرویش از دیده دلا حاضر باش
ترسمت بشکنی این شیشه که دور از طاقی

غمزهات هیچ فروداشت ز تیزی نکند
تا به آن زخمه نو در ره زدن عشاقی

ای خوش آن مجلس خالی شده از مدعیان
مانده از می قدری باقی و آن لب ساقی

عمر باقی به جز این نیست که در خلوت انس
دست در گردن بار افکنی و الباقی

خال بر گوشه ابروی تو بی مکری نیست
نبود گوشه نشین بی حیل و زراقی

همه نقش خط و خال است به دیوان کمال
لیس الأ رقم العشق علی اوراقی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}