شمارهٔ ۱۲۹

غزلیات

مهر روی تو که تابان ز همه ذراتست
حسن او را همه کون و مکان مرآتست

نیستی جمله بهستی تو پیدا شده است
غیر ازین هرکه بگوید سخن طاماتست

پیش عارف که ز اوراق جهان حسن تو دید
مصحف روی ترا جمله جهان آیاتست

دیده آن دیده که بینا بود از نور یقین
که جمال تو هویدا ز همه ذراتست

گرچه عالم همگی مظهر اسما شده است
گشته ظاهر همه اسما ز صفات و ذاتست

که گهی عشق و گهی عاشق و گه معشوقی
وه شئونات الهی چه عجب حالاتست

بعد آزادگی از قید اسیری دانست
که ظهورات ترا هر دو جهان آلاتست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}