شمارهٔ ۱۰۵۶

غزلیات

گفتم: ای سیم‌ذقن! گفت: که را می‌گویی؟
گفتم: ای عهدشکن! گفت: چه‌ها می‌گویی

گفتم: ای آنکه نداری سر یک موی وفا
گفت: معلوم شد اکنون که مرا می‌گویی

گفتم: ای جان ز دل سخت تو فریاد مرا
گفت: با ما سخن سخت چرا می‌گویی؟

گفتم آن زلف پریشان تو با مشک خطاست
گفت: تا چند پریشان و خطا می‌گویی؟

گفتم: از باد نسیم تو شنیدن چه خوش است
گفت: تا کی سخن از باد هوا می‌گویی

گفتم: از دست دل خود به هلاکم راضی!
گفت: این خود ز زبان و دل ما می‌گویی

گفتمش: کی رسد از بخت پیامی به کمال؟
گفت: آن روز که از ماش سلامی گویی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}