شمارهٔ ۱۰۶۲

غزلیات

من آن بهتر که باشم رند و عامی
که نیکو نیست عشق و نیکنامی

نوشتند از ازل بر سر چو جامم
کران لب باشدم بس تلخکامی

بدان ساعد بغین شد لاف سیمم
که آن از سادگی بودست و خامی

مه نو ز ابرویش خود را فزون دید
همین باشد نشان نا تمامی

کمال این پنج بیت آن پنج گنج است
که ماند از تو چوآنها از نظامی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}