شمارهٔ ۴

غزلیات

گل رَخت به باغ در فکندست
وز چهره نقاب بر فکندست

بر راه صبا ز شکل غنچه
صد صرّۀ پر ز زر فکندست

اسباب نشاط و عیش عالم
نوروز به یک دگر فکندست

شد تشنه بخون لاله، سوسن
زین روی زبان به در فکندست

چون نافهٔ مشک نارسیده
لاله همه کوه و در فکندست

آمیخته خون و مشک با هم
بی قیمت و بی‌خطر فکندست

آهوی رمیده گویی آنرا
از ترس برهگذر فکندست

آب دهن سحاب نرگس
در دیدهٔ بی‌بصر فکندست

بلبل ز قدوم گل در اطراف
آوازۀ شور و شر فکندست

از آب سنان کشیده سوسن
وز آتش گل سپر فکندست

ز اندیشه به خویشتن فرو شد
تا بر رخ گل نظر فکندست

گویی همه شب شراب خوردست
نرگس که چو مست سرفکندست

نی نی که ز شرم چشم یارم
خود را بخراب در فکندست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}