شمارهٔ ۱۵۰

غزلیات

از شوق رخت در همه جا غلغله هست
از زلف توبرجان جهان سلسله هست

از جور غم عشق تو در ملک دل و جان
بس فتنه و آشوب و عجب زلزله هست

گر شاهد جانها بخرابات نیامد
در مجلس مستان ز چه رو غلغله هست

تا مهر جمال تو بتابید بذرات
پیوسته در آفاق جهان ولوله هست

مفتی چه نشستی که از این کوچه تقلید
تا منزل تحقیق بسی مرحله هست

بی پیر مرو راه طریقت که درین راه
در هر قدمی واقعه هایله هست

تنها چه روی راه خطرناک اسیری
هر دم چو ازین راه روان قافله هست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}