شمارهٔ ۶۵

غزلیات

سوز عشقت جگر همی سوزد
تاب رویت نظر همی سوزد

تو چه دانی ؟که آتش رخ تو
نظر اندر بصر همی سوزد

هر چه از دیده بیش ریزم آب
دل مسکین بتر همی سوزد

آنچنان سوخته جگر شده ام
که دلم بر جگر همی سوزد

غم تو هر چه یابد از دل و جان
همه در یکدگر همی سوزد

همچو شمعی در آب دیده دلم
هر شبی تا سحر همی سوزد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}