شمارهٔ ۸۶

غزلیات

یا رب! این بچّهٔ ترکان چه ز ما می‌خواهند؟
که همیشه دل ما را به بلا می‌خواهند

زلف پرچین ز چه بر زیر کله می‌شکنند؟
گر نه مان بسته ترا ز چین قبا می‌خواهند

روز اسب و زره و تیغ و کمر می‌طلبند
شب شراب و قدح و زیر و دوتا می‌خواهند

ده منی گرز چو از دست بمی اندازند
یک منی ساغر در حال فرا می‌خواهند

باز چون از پی بازی سوی میدان تازند
گوی و چوگان ز دل و قامت ما می‌خواهند

زلف چون چوگان دارند و زنخدان چو گوی
پس ز ما عاریت این هر دو چرا می‌خواهند؟

آفت هوش و روانند و بلای دل و دین
وآنگه ایشان را مردم به دعا می‌خواهند

اصلشان چون ز خطا باشد بر اصل خطا
لاجرم بوسه بها جزو خطا می‌خواهند

رایگانی به تو کی بوسه دهند؟ آن قومی
کز پی بچّهٔ خود شیربها می‌خواهند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}