شمارهٔ ۱۶۶

غزلیات

اسرار یقین را بگمانی شده باحث
کی کشف شود علم لدنی بمباحث

آن واحد با لذات که شد کون صفاتش
حقا که ندارد بجهان ثانی و ثالث

آن نور که ذرات جهان سایه اویند
بحریست که موجش بود اکوان و حوادث

زان دم که ز خود فانی و باقی بخدایم
هم ناصر و منصورم و هم مهدی و حارث

میراث بر علم نبی چونکه ولی بود
مائیم بحق سرنبی را شده وارث

زاهد چو ندارد ز می عشق تو لذت
بر طعنه عشاق شود این همه باعث

حیران رخت شد ز ازل جان اسیری
عشق من و حسن تو قدیمند نه حادث

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}