شمارهٔ ۱۹۵

غزلیات

چو مهر جمال تو در جلوه بود
ز هر ذره نوعی دگر رو نمود

ز نور تجلی جهان محو شد
صبا چون ز روی تو پرده گشود

ز خورشید تابان برافکن نقاب
نما رو بعاشق برغم حسود

عدم گشت پیدا بنقش حباب
چو موجی برآورد بحر وجود

چو ساقی به رندان می عشق داد
بیک جرعه عقل و هوشم ربود

ببازار عشق تو درباختم
همه دین و دنیا بسودای سود

اسیری ندیدم کسی غیر یار
چو ره یافتم در مقام شهود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}