شمارهٔ ۲۲۵

غزلیات

دیده ام عالم نمود بود بود
ورنه عالم را کجا بودی نمود

هستی ذرات عالم بیگمان
پرتو خورشید روی دوست بود

خط حسنش را ز اوراق جهان
خوانده ام بی زحمت گفت و شنود

منکشف کی میشود اسرار عشق
برکسی، جز از ره کشف و شهود

راوی اسرار توحید خداست
ناله نای و رباب و چنگ و عود

هرکه پا در راه عشقش می نهد
دست شستن بایدش از خویش زود

هرچه از عشقش اسیری میرسد
گر زیان باشد همه دانیم سود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}