شمارهٔ ۲۲۷

غزلیات

آنان که درد عشق تو برجان گزیده اند
داغی بدل ز آتش شوقت کشیده اند

یک ذره درد عشق بعالم نمی دهند
چون لذت شراب محبت چشیده اند

سودائیان عشق چه دانند زیان و سود
نقد غمت بمایه شادی خریده اند

نارند حسن ماه رخان هیچ در نظر
آنها که پرتوی ز جمال تو دیده اند

از شادی وصال و غم هجر فارغند
در مسند شهود چو خوش آرمیده اند

اهل سماع جامه بصد چاک کرده اند
تا وصف آن جمال ز مطرب شنیده اند

مستان جام شوق ز مستی و بیخودی
از قید هست و نیست اسیری رهیده اند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}