شمارهٔ ۲۳۵

غزلیات

مرا سودای او دیوانه دارد
ز فکر عقل و دین بیگانه دارد

فسون چشم جادو بین که مارا
میان شهر چون افسانه دارد

دلم مؤمن ازآن شد کو چو کافر
بتی در اندرون خانه دارد

به تقوی ورع پیمان نسازد
کسی کو عهد با پیمانه دارد

ز بهر صید مرغ جان عاشق
ز زلف و خال دام و دانه دارد

طواف کعبه سودی نیست آنرا
که دل با شاهد و میخانه دارد

اسیری زان بفقر آمد سزاوار
که رو درراه درویشانه دارد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}