شمارهٔ ۲۴۷

غزلیات

اگر مخالف طبع و هواتوانی بود
بدل موافق اهل صفا توانی بود

اگر ز کبر و ریا بگذری چو اهل خدا
مقیم در حرم کبریا توانی بود

جفای هر کس و ناکس اگر کشی ای دل
بعشق دوست زاهل وفا توانی بود

اگر حجاب توئی از میانه برخیزد
یقین که ناظر نور لقا توانی بود

چو مست و بیخبر از باده فنا گردی
حریف شاهد و جام بقا توانی بود

اگر گردای در اهل دل بجان گردی
بملک فقر و فنا پادشا توانی بود

چو اقتداء حقیقی باهل دل کردی
اسیریا بجهان مقتدا توانی بود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}