شمارهٔ ۲۴۹

غزلیات

در آرزوی روی تو گشتیم بیقرار
بردار پرده از رخ و مقصود ما برآر

ساقی مجو بهانه که فرصت غنیمت است
بگشا سربسو و بتعجیل می بیار

دیوانه ایم و عاشق و مست مدام عشق
با عقل و پارسائی و تقوی مرا چه کار

با عاشقان حکایت معشوق و باده گو
با زاهدان ز جنت و حوران گلعذار

تا دل ز فکر غیر مبرا نمی شود
در بزم وصل یار ترا کی دهند بار

بینی جمال عشق و زمعشوق برخوری
در راه عاشقان خدا گر شوی نثار

هرکو قدم براه طریقت نهد بحق
از دامن اسیری ما دست گو مدار

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}