شمارهٔ ۵۱ - و قال ایضاً

قصاید

خواجه از کبر آن پلنگ آمد
که همی با وجود بستیزد

راتق وفاتقش یکی موشست
کز پلیدیش سگ بپرهیزد

هر کران این بقصد زخمی زد
حالی آن دگر برو میزد

هر کجا موش گشت جفت پلنگ
ابله آنکس بود که نگریزد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}