شمارهٔ ۹۱ - فی الّذم

قصاید

دی مرا گفت دوستی که مرا
با فلان خواجه از پی دو سه کار

سخنی چند هست وز پی آن
خلوتی می ببایدم ناچار

خلوتی آن چنان که اندر وی
هیچ مخلوق را نباشد بار

گفتم این فرصت ار توانی یافت
وقت نان خوردنش نگه می دار

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}