شمارهٔ ۱۳۰ - وله ایضا

قطعات

توقّف چون بود در آنچه صاحب
بنوک کلک خود فرموده باشد

همانا در نیارد بست گردون
دری کاقبال تو بگشوده باشد

ولیک از روی طالع کارمن خود
میسّر بی جگر کم بوده باشد

رهی کو خرمن انفاس خود را
به کیل مدحتت پیموده باشد

پس از توقیع عالی کاندرین شهر
نباشد کس که آن نشنوده باشد

سزد کز نعمتت چون گرگ یوسف
شکم خالی ،خالی آلوده باشد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}