شمارهٔ ۲۰۰ - وله ایضا

قطعات

ای ترا کرده لطف حق مخصوص
به بزرگیّ و مال و جاه و یسار

از دعاگو نصیحتی بشنو
تا ترا بندگی کنند احرار

تا توانی ز بهر دشمن و دوست
کار کی هر چگونه بر می آر

هر که او بر تو داشت قصّه خویش
ضایع و مهملش فرو مگذار

وانکه او عجز خویش بر تو فروخت
قدرت خویش از او دریغ مدار

مکن از خویش خلق را نومید
که پس آنگه بیوفتی ز شمار

خرج مال ارچه کم کند مالت
زان کمی بیش گرددت مقدار

خرج مالت ز جاه کم نکند
بل از آن بیشتر شود بسیار

همه کس داند این که قدرت وجود
بهتر از بخل و عاجزی صد بار

به غنیمت شمار این منصب
که تو باشی عزیز و ایشان خوار

هر کرا حاجتی بود در دل
همه شب نام تو کند تکرار

پاره یی از خدایی است که خلق
بر ت دارند وقت حاجت کار

جناب عالی نزدیک و من بخدمت دور
که تو باشی ز خویش برخوردار

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}