شمارهٔ ۲۱۴ - ایضا له

قطعات

صدر مطلق کمال دین که چو تو
در جهان نیست داهی و گربز

چند داری مرا براه امید
مانده در انتظار مستوفز

هر حسابی که کردم از کرمت
سر بسر حشو بود بی بارز

این که با من گرفته یی در پیش
نیست در مذهب کرم جایز

محض تقصیر می کنی با من
ورنه باور کجا کنم هرگز؟

در همه کلّی یی چو تو قادر
مانده در جزوی چنین عاجز

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}