شمارهٔ ۲۱۶ - ایضا له

قطعات

ای ضمیر تو غیب را جاسوس
وی تو مسعود و دشمنت منحوس

مدّتی رفت تا مرا کرمت
نه ز مطعوم داد و نه ملبوس

کرده یی حبس رسم من بی جرم
وین هم از بخت و طالع معکوس

چیست موجب که از میان رسوم
رسم من گشت ناگهان مطموس

مکن ایخواجه رسم من بفرست
مشکن بیش از این مرا ناموس

ور گناهی حوالت است به من
غلّه مطلق کن و مرا محبوس

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}