شمارهٔ ۲۳۰ - وله ایضا

قطعات

دی در اسباب سیّدالوزرا
که قیاسش نداند الّا عقل

با خود اندر شدم به اندیشه
تا برآورد سر بسودا عقل

چون همه یک بیک چنان دیدم
که پسندیده داشت آنرا عقل

خواستم تا ستایشی کنمش
در سخن رفت فکرتم با عقل

گفتم این خواجۀ بدین عظمت
که شکوهش ببرد از ما عقل

زانچه در خواجگی بکار اید
چه ندارد تمام؟ گفتا عقل

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}