شمارهٔ ۲۹۴

غزلیات

شرح درد عشق دارد طول و عرض
فرصت ار یابم کنم با دوست عرض

عشق اگر گوید بترک سربگو
عاشقان را طاعت عشقست فرض

طاقت و تاب غم عشقت نداشت
غیر عاشق نه سماوات و نه ارض

آب حیوان گرچه می‌بخشد حیات
میکند آن را ز لعل دوست قرض

ای اسیری گر محال آمد وصال
خوش محالی میکنم هر لحظه فرض

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}