شمارهٔ ۳۰۳ - و له ایضاً

قطعات

ای در دعای جان تو اجرام یک زبان
وی در هوای مهر تو خورشید یک دله

در ظلمت حوادث عقل از برای خلق
افروخته ز رای تو صد گونه مشعله

از کوی آرزو بدر خانۀ کرم
کلکت کشیده باشد از انعام سلسله

رای تو و سپهر بهم شمع و شمعدان
دست نیاز و حلقۀ تو گوی و انگله

باما بوعده یی که نهادی وفا نمای
دانی که نیست رسم کریمان مماطله

چون من نخواهم و تو نیاری مرا بیاد
کاری بود درازتر از راه قافله

چون با تو از طریق مروّت من گدا
بر مردمی نهادم اساس معامله

چو با همه بزرگی و فرزانگی خویش
لایقق بود که این کنی اندر مقابله؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}