شمارهٔ ۳۲۱ - وله ایضا

قطعات

این همه سرکشی مکن بر من
گرچه معزولم و تو بر کاری

گرچه ماهر دوان دو کار گیرم
که کند مان خرد خریداری

حالت من خلاف حالت تست
تا مرا همچو خود نپنداری

من چو کلکم که نشر علم کند
تو چو شمشیر تیز و خون خواری

نسختی از نیام و مقلمه است
حالت ما به گاه بیکاری

تو بگاه عمل سر افرازی
سرنگون، گاه عزلت از خواری

من به عطلت درون سرافرازم
وز عمل باشدم نگونساری

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}