شمارهٔ ۳۲۷ - و له ایضا

قطعات

بزرگی را همی دانم که هرگز
چو او کس نیست در افساد حالی

نفاق و بخل مقرونست در وی
چو قوّتهای و همّی و خیالی

بدان ریش چو جاروب از همه سوی
فراهم می کند خاشاک مالی

امامی را چه گویم؟ کز دیانت
بگرداند به یک نان قبله حالی

بود از لقمة خود محترز لیک
به خوان دیگران برلایبالی

به نان این و آن عمری بسر برد
نباید خواستش از خود حلالی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}