شمارهٔ ۳۰۸

غزلیات

خواهی که شود کشف برت سراناالحق
فانی ز خودی باش و بحق باقی مطلق

مخمور خرابیم بده ساقی باقی
از لعل لبت باده رنگین مروق

از تاب تجلی جمالش مه و خورشید
پیوسته بچرخند درین چرخ معلق

از آینه کون و مکان روی تو دیدیم
بینا نبود منکر این قول مصدق

خورشید حقیقی ز همه ذره بتابید
نزدیک محقق بود این نکته محقق

زاهد ز حسد جق جق باطل کند آغاز
عاشق ز سر سوز چو زد نعره حق حق

توفیق ازل بود رفیقم بره عشق
تا گشت اسیری بوصال تو موفق

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}