شمارهٔ ۴

غزلیات

برای آنکه ظاهر گردد اسما
تجلی می کند حضرت باشیا

بجز ذات و صفاتش نیست موجود
من و اوئیم با هم هر دو تنها

منم خال سیاه روی ماهش
میان چین زلفین مسما

جز او معروف و عارف گونه بینی
یکی بنمایدت اسم مسما

دو عالم از وجود اوست موجود
چو ماه از مهر و خار از سنگ خارا

ز تقلیب ظهور آن ذات شارح
گهی پنهان نماید گاه پیدا

ز غیر خود تبرا در ازل کرد
بوصل خویشتن دارد تولا

منزه باشد او از نفی و اثبات
چه حاصل شد بگو از لا و الا

بیاد قد او از خویش انسان
چو حرف اولین میباش یکتا

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}